ثمینثمین، تا این لحظه: 15 سال و 9 ماه و 4 روز سن داره
ثناثنا، تا این لحظه: 20 سال و 6 ماه و 19 روز سن داره

ثنا و ثمین هدیه های آسمانی

ُُُثمین و روروئک

1390/9/30 1:17
نویسنده : مامانی
509 بازدید
اشتراک گذاری

از وقتیکه روروئک سوار میشم،دنیا یه جور دیگه شده! البته اولین بالها که مینشستم توش هی عقب عقبی میلفتم اما حالا دیگه وارد شدم.از همه جا سر درمیالم.niniweblog.comهم میتونم بلم تو اتاق آبجی ثنا هم تو اتاق مامان و بابام و به چیزای روی میز و تختخوابها دست بزنم.niniweblog.comاولش میلفتم یه جائی و گیر میکلدم  و بعدش هم گلیه میکلدمniniweblog.comتا یکی منو بچلخونه اما الان  میتونم دور بزنم و برگلدم. حالا دیگه سطل آشغالی که از دست من گذاشته بودن رو صندلی،رفته رو میز؟! خدایا پس من کی میتونم از میز بالا بلم و توی اون سطلو نیگاه کنم و خلاصه مزه مزه بوتونم؟!niniweblog.comالان چند روزه که وقتی بلند میشم سرپا برای چند ثانیه دستمو ول موکونم و رو پای خودم میایستم.niniweblog.comتازه بالاخله یاد گلفتم در کابینتهای آشپزخونه لو باز بوتونم.اگه مامانم یه لحظه منو تهنا بذاله ،اونوقته که دیگه میتونم بلم بیشینم توش و همه ی ظرفها رو بلیزم بیلون.niniweblog.com

از دست این مامانی.همش میخاد از من عکس بیگیله؟

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (8)

مامان ریحانا
30 آذر 90 2:12
سلام
خوبه ثمین تو روروئک نشست اما ریحانه حتی دریغ از 1 هفته نشستن فقط با موزیکالش بازی کرد


اکشال نداره.حالا بچه ی دومیت میشینهغصه نخور
مامان ریحانا
30 آذر 90 3:15
شب یلدا شد و میلاد خوش ایزد مهر

زایش نور از این ظلمت تاریک سپهر

شب یلدا شد و بر سفره دل باده عشق.

.رخ معشوقه و مدهوشی دلداه عشق

شب یلدایتان پرستاره و پرخاطره باد


ممنون عزیزم
مامان اميرحسين(سام)
30 آذر 90 15:02
آری ام شب شب یلدا است

شب فال

شب عشق

شب هندوانه

وشب آزادی وشب رهایی

چیزی به یادم نمی آید

جز اینکه

امشب شب تنهایی من است

یلدایت مبارک



چرا تنهائی عزیزم؟
خاله جون
30 آذر 90 16:55
قربوووووووووووووووووووون اون اخمت جیییییییییگر راست میگه این بچه مامانیییییییییییییی
جغله کوچولو
1 دی 90 0:39
سلام
تنها چند دقیقه ناقابل مى تواند از یک شب عادى، شب یلدا بسازد؛
ولى با هم بودن است که آن را نیک نام کرده و در تاریخ ماندگار شده است
شب یلداتون مبارک باشه
یک عکس به مناسبت شب یلدا تو خیابون عموهام ازم انداختند خوشحال میشم ببینین و نظرتون رو بگین
اینم لینک عکسم
http://www.jegheleh.ir/l01.jpg
شاد و موفق باشید


به روی چشم جغله جون.امدم...
مامان طهورا
1 دی 90 1:10
والا!
منم می خواستم همینو بگم..این مامانی هی ازش عکس می گیره بذار بچه بازیشو بکنه...بره توی سطل رو نگاه کنه بره توی کابینت بشینه ظرفاشو بریزه بیرون!


خب مامانش الان میگی! بزار فردا که طهورای تو هم اینقدی شد میایم و میبینیم شما رو...
عمه نرگس
1 دی 90 22:46
سمیه قشمی واسه کابینتا قفل پلاستیکی کذاشته بود تو هم باید واسه وروجک این کارو انجام بدی


اره.اگه دیدم از پسش برنمیام،همین کار رو موکونم
مامان اميرحسين
6 دی 90 22:14
به خاطر اينكه شوشو بندر عباس بود كارداشت و من تنها بودم